مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـع الاخـبـار - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 106 من 304

پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: اما آن سرزمینی که گیاهش را در غیرِ جایگاهش می‌رویاند: پس آن زنِ باردار است؛ و اما آن که ماه‌ها پا بر زمین می‌کوبد و از جایش نمی‌جنبد: پس آن جنین در شکمِ مادرش است که ماه‌ها پا می‌زند و از جای خویش نمی‌جنبد؛ و اما بیرون‌آمده از خانه‌ای که به آن بازنمی‌گردد: پس آن جوجه است که از تخم بیرون آمد و دیگر به درونِ آن بازنگشت؛ و اما آن که می‌خورد و نمی‌نوشد: پس آن آتش است که هیزم را می‌خورد و آب آن را خاموش می‌سازد؛ و اما آن که می‌نوشد و نمی‌خورد: پس آن فتیلهٔ چراغ است؛ و اما آن که میانِ دو چشمش لا إله إلا الله است: پس آن دنیاست. پس زهیر به او گفت: راست گفتی ای محمد، آیا دوست داری که از تو پیروی کنم؟ فرمود: آن به اختیارِ توست ای زهیر. زهیر گفت: نشانه‌ای به من عطا کن که همراهِ من حجتی بر قومِ من باشد. پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: آن نشانه چه باشد؟ زهیر گفت: در سرِ این تازیانه‌ام آتشی باشد که چون چراغ روشنایی دهد و خاموش نشود تا زمانی که آن را از دستم بگذارم و چون آن را برگیرم روشنایی بازگردد. پس پیامبر دعاها نمود، پس در سرِ تازیانه‌اش آتشی پدید آمد که چون چراغ می‌درخشید و تا زمانی که در دستش بود خاموش نمی‌شد. پس اسلام آورد و هر کس همراهش بود نیز اسلام آورد و اسلامش نیکو گشت و همراه با خاندان و قبیله‌اش به شهرِ خویش بازگشت. و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کرد و راه یافت، و از پیامدهای هلاکت بیمناک گردید. و همانا ای برادر که خدا تو را تأیید فرماید تو را از ظاهر و باطنِ این امر پاسخ گفتم، و خداوند به

الصفحة 106 من 304