و در ظاهرِ امر، برخی از اهلِ ظاهر مرفوعاً از پیامبر روایت کردهاند در حالی که برخی از آنان به نکوهشِ دنیا سخن گفتهاند که فرمود: دنیا را نکوهش مکنید، چرا که آن از آنِ خداست. و اما در باطنِ امر، هر آسمانی سلمان -مِنْهُ السَّلَامُ- و هر زمینی مقداد -عَلَيْهِ السَّلَامُ- است.
خبری درباره پاسخهای پیامبر و خاندانش
از آنچه خلف بن زید مدائنی از شریف موسوی برای من روایت کرده که آن را مرفوعاً از مردانِ خویش از پیامبر در خبری که شرحِ آن به درازا میکشد روایت میکند در برخی پرسشهای زهیر بن ابیسلمة که غیر از زهیر بن ابیسلمة جاهلی است آمده است که او از رسولِ خدا پرسید و آن حضرت او را از هر آنچه در دلش میپنداشت محمد از آن عاجز است و بر آن توانایی ندارد، پاسخ گفت. زهیر گفت: ای محمد، شش مسئله برای من باقی مانده است که از تو درباره آنها میپرسم: مرا خبر ده از سرزمینی که گیاهش را در غیرِ جایگاهِ اصلیاش میرویاند؟ مرا خبر ده از کسی که ماهها پا بر زمین میکوبد اما از جایش نمیجنبد؟ مرا خبر ده از بیرونآمدهای از خانهاش که به آن بازنمیگردد؟ مرا خبر ده از کسی که میخورد و نمینوشد؟ مرا خبر ده از کسی که مینوشد و نمیخورد؟ مرا خبر ده از کسی که میانِ دو چشمش لا إله إلا الله است؟




