زمین را پر از داد کند همانگونه که پر از ستم شده است؛ و سلام بر تو ای امیرالمؤمنین و رحمتِ خدا و برکاتش. پس امیرالمؤمنین به حسن فرمود: برو و ردّ پای او را دنبال کن. پس به دنبالش بیرون شد و شتابان بازگشت و گفت: ای امیرالمؤمنین آخرین دیدارم با او آن هنگام بود که پایش را بر پله نهاد و هیچ ردّ پایی از او نیافتم. فرمود: ای ابومحمد، آیا او را میشناسی؟ گفت: بارخدایا نه. امیرالمؤمنین فرمود: او خضر است.
مسئلهای درباره دنیا و اینکه چیست؟
ای برادر که خداوند تو را به آنچه خشنودش میسازد توفیق دهد و از خشم و نافرمانیهایش برکنار دارد نامهای به من رسید که در آن از من پاسخِ آنچه را در میانِ من و تو و برادران که خداوند لغزشهایشان را در گفتار ببخشاید درباره دنیا و اینکه چیست رخ داده بود میخواهی. و همانا برخی از آنان اشاره کردهاند که دنیا همان ضد که خدای متعال او را لعنت کند است، و این خطای آشکار است؛ زیرا برای آدمی روا نیست که چیزی را از پیشِ خود روایت کند، مگر آنکه شنیدهای از افرادِ موردِ اعتماد باشد، چنانکه از صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده که فرمود: دینِ خویش را مگیر مگر از کسی که در مال و ناموسِ خویش به او اطمینان داری، چرا که دین در مقامِ خون و ناموس و مال است.




