برخی از پرسشهایی که درباره روح و غیرِ آن بر امیرالمؤمنین وارد شد
گفت: بادیهنشینی بر امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شد و گفت: ای امیرالمؤمنین، از هفتاد فرسنگی نزدِ تو آمدهام تا از تو درباره مسائلی بپرسم. پس فرمود: ای برادرِ عرب، بپرس. گفت: ای امیرالمؤمنین، چه چیزی سنگینتر از آسمان است؟ و چه چیزی فراختر از زمین است؟ و چه چیزی بینیازتر از دریاست؟ و چه چیزی سختتر از سنگ است؟ و چه چیزی خنکتر از برف است؟ و چه چیزی سوزانتر از آتش است؟ و چه چیزی زیانبارتر از زهر است؟ مولایمان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: آفرین ای برادرِ عرب؛ اما گفتارت که چه چیزی سنگینتر از آسمان است، آن ترکِ نیکی به برادران است؛ و اما گفتارت که چه چیزی فراختر از زمین است، آن دلِ مؤمن است؛ و اما گفتارت که چه چیزی بینیازتر از دریاست، آن دانش در سینهٔ عارفان است؛ و اما گفتارت که چه چیزی سختتر از سنگ است، دلِ کافر است؛ و اما گفتارت که چه چیزی خنکتر از برف است، سخنِ خویشان است؛ و اما گفتارت که چه چیزی زیانبارتر از زهر است، سخنِ سخنچین است که هیچ خیری در او نیست.
از او روایت شده که گفت: عبدالله محمد بن قاسم بن زکریا بزّاز، معروف به ابنِ سودانیِ کوفی، برای ما حدیث کرد و گفت: عبّاد بن یعقوب زواجنی اسری برای ما




