به او عطا کرد. و ایوب از آزمونشدگان بود، آنجا که گفت: ﴿رنج و آسیب به من رسیده است و تو مهربانترین مهربانانی﴾1 ای پسر یزید، همانا ایوب شِکوِه نکرد تا فریب بخورد، و محنت خویش را یادآور نشد، بلکه معنای سخنش پرسشی بود: که آیا رنج به او میرسد؟ پس ایوب گفت: رنج به من رسیده است و تو مهربانترین مهربانانی. در این هنگام پروردگار او را با این سخن ستود: ﴿همانا ما او را شکیبا یافتیم، چه نیکو بندهای است، به راستی او بسیار بازگشتکننده است﴾2 سپس فرمود: پای خود را بر زمین بکوب، این چشمهای خنک برای شستشو و نوشیدنی است. یعنی با حرکات خویش، آن طلب خاص را بشنو، پس این دانش من است که آن را برایت روشن ساختم در سینهات به حرکت درمیآید و تو را از تیرگیها و بارهای سنگینت میشوید، آن را به تو بخشیدم، پس چه نیکو نوشیدنیای است. و سخن او: ﴿و خانوادهاش را و همانندشان را همراه با آنان به او بخشیدیم﴾3 ای جابر، به او صفاتی نورانی و ویژگیهایی برین بخشید که در آنها هرگونه که بخواهد و با هرچه بخواهد دگرگون میشود و تصرف میکند، و با آنها همانگونه که دوست دارد و با هرچه دوست دارد حرکت میکند. و نزد ما افزونیِ فرمانرواییای است که فراتر از فرمانروایی او هیچ فزونیای نیست، و این
1سوره انبیاء، آیه 83
2سوره ص، آیه 44
3سوره ص، آیه 43




