بزرگان انصار نیز با او همراه بودند. حضرت بیعت کرد و سپس بازگشت. آنان که همراهش بودند، به او گفتند :چرا خلافت را به آنان واگذار کردی، در حالی که تو از همه برای آن شایستهتر بودی و توانایی داشتی که آن را از آنان بازپس گیری؟ امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- این آیه را برای آنان تلاوت کرد و فرمود :شما آنچه را پسرعمویم محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- در روز غدیر خم به آنان فرمود، از یاد بردهاید؛ آنجا که گفت:گروهی هستند که امروز این ولایت را میشناسند و به آن اقرار میکنند اما در روز سقیفه آن را انکار خواهند کرد. آن حضرت از پیش، کردار و نیرنگ آنان را میدانست؛ اما خداوند در میان آفریدگان خود اراده و مشیتی دارد تا حجت بر منکران تمام شود؛ چنانکه فرموده است: ﴿تا هر کس هلاک میشود، از روی دلیل روشن هلاک شود، و هر کس زنده میماند، از روی دلیل روشن زنده بماند﴾1 و نیز درباره این سخن خداوند :و آنچه را خدا فرمان داده است که پیوسته بماند قطع میکنند، مقصود این است که خداوند نهی کرده است که میان اسم و پدیدآوردنده آن واسطهای قرار داده شود. این اشارهای است برای عارفان که میان اسم و معنا هیچ جدایی و واسطهای وجود ندارد؛ زیرا اسم از نور ذات پدید آمده است و میان نور و ذات هیچ فاصله و جدایی نیست. از همین رو، سید محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: من و علی مانند این دو هستیم. و دو انگشت خود را
1سوره انفال ، آیه 42




