در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که چرا نامهای اسم ذکر شده اما آنچه مخصوص معنی است به عنوان پیشوای سورهها نیامده است.
این حروف، حروف نور نامیده میشوند. اگر حروف تکراری را از آنها حذف کنی چهارده حرف باقی میماند. این حروف در ابتدای بیست و نه سوره آمدهاند، که این تعداد با تعداد حروف الفبای عربی و همچنین روزهای ماههای عربی برابر است.
و سید اباعبدالله خصیبی در "فقه الرساله "آورده است:
از عالم -عَزَّ عَزُّهُ- سؤال شد. پرسشکننده گفت :گویا مقصود شما این است که الف اشاره به امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است، لام به سلسل، و میم به آنچه پیوسته به کتاب و جدانشدنی از آن است، و این همان معنای آن میباشد. پس آن حضرت فرمود مقصود آنگونه که تو در پرسشت گمان بردهای نیست. بلکه الف اشاره به ازل لام اشاره به ابد، و میم اشاره به ملک است. پرسید: این چگونه است؟عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ازل آن حقیقتی است که از آن، همه صفاتی که بتوان با آنها توصیفش کرد، و همه نعوتی که بتوان بدانها ستودش، زائل و منتفی است. ازاینرو در هیچ چیزی داخل نمیشود، به شمار نمیآید و در وهم و تصور نمیگنجد. سپس پس از آن، مراد ازل، ابد بود، و آن محمد است در حالی که معنا، همان ازل




