خطاب را بر زبان آورد، مولای متعال در حضور او بود، پس به او اشاره کرد و با کاف او را مخاطب قرار داد. اگر ما در زمان خود چیزی را نبینیم و مشاهده نکنیم، پس این اشاره با کاف برای کیست؟ و اگر پناه میبریم به خدا هیچ موجودی را نبینیم و مشاهده نکنیم، آیا ممکن است این خطاب با کاف باطل شده باشد؟ پناه میبرم به خدا از دگرگون شدن حقایق؛ بلکه مولای متعال همواره ظاهر، موجود و قابل مشاهده است.
و شیخ محمد علی قلع در رساله "مطلب الطالب "آورده است :الحمد همان میم است، لله سه حرف است، رب العالمین یعنی عالم غیب و شهادت. إياك نعبد و إياك نستعين: همانگونه است که حسین بن حمدان به ابن هارون گفت :اگر بر تو عبادت آب فرض میشد و تو یخ را میدیدی، آیا آن را به عنوان فرض عبادتی می پذیرفتی یا نه؟ پاسخ داد :بله ای سرور من. پرسید: به چه دلیل؟ گفت: زیرا یخ از آب پدید آمده و به او بازگشته و به او منتهی میشود. اهدنا الصراط المستقيم: مقصود از صراط در اینجا حق است، زیرا گفته شده است که خداوند همان حق است و حق هرگز چیزی نو را باطل نمیکند و الحق از نامهای اوست؛ و خداوند همان حق مبین است و این همان جدایی او از خلقش است. و همانا صراط باریک است و در آن صعود یا هبوط است و باریکیاش در این است که از نامها و صفاتش پاک شود، و این نامها در مرتبهای پایینتر از او قرار داده شدهاند تا صفت محدود از او نفی گردد.




