و شیخ محمد علی قلع در رسالهاش "مطلب الطالب "آورده است :بسم نامی از نامهای خداوند است. چه بسا باء در سین منشعب شود و به میم متصل گردد و دو لام از هاء منشعب شوند و نه از الف؛ پس الف به معنای هجرت، دو لام به معنای محنت و هاء به معنای قدرت است. و حروف در کلمه الرحمن به گونهای جمع شدهاند که از هر نام دو حرف باشد؛ پس از نام جلیل و متجلی که همان الله است، الف و لام باشند، و از فاطم و محمد، حرف میم باشد، و از حسن، حسین و محسن، حرف حاء و نون باشند و حرف راء باقی ماند که اشارهای معنایی به جعفر است.
عالم -عَزَّ عَزُّهُ- تبیین نموده است که الرحمن و الرحیم دو نام لطیف هستند که یکی از آنها لطیفتر از دیگری است. و گفته شده است که الرحیم بر وزن فعیل و الرحمن بر وزن فعلان است؛ از این روی بود که تقدم حسن -عَزَّ عَزُّهُ- بر حسین -عَزَّ عَزُّهُ- واجب گشت.
و اباعبدالله محمد بن محمد بن المهلهلی در رسالهاش "البغدادیه "آورده است :همانا باء معرفت یتیم است؛ پس با شناخت او آغاز میکنی و چون شناخت او را کامل کردی به سین میرسی که معرفت باب است، و چون شناخت آن را کامل کردی، به معرفت میم میرسی که همان اسم و حجاب است؛ پس چون شناخت بسم را کامل کردی، به معرفت الله الرحمن الرحیم میرسی که همان معنای قدیم و ازلی است.




