پس خداوند تبارک و تعالی به ما آگاهی داد که اینها صفات اوست؛ بنابراین برای ما روشن کرد که او جسم است و ابزار و لوازم اجسام را دارد، با این تفاوت که جسمی مانند دیگر اجسام نیست؛ جز اینکه جز به صورت هیئتهای جسمانی، صورتها و صفات دیده نمیشود، و هنگامی که وجود او ثابت شد و دیدن او و یقین به او تحقق یافت.
عبدالوهاب نجار در کتاب "قصص الأنبیاء "گفته است: اناجیل همداستاناند که کسی که شبیه عیسی بر او افکنده شد، همان یهودای اسخریوطی بود؛ کسی که با کاهنان برای راهنمایی آنان به سوی عیسی در برابر دریافت مزد، همکاری کرده بود. او به گونهای درآمد که هرکس او را میدید، هیچ شکی نمیکرد که همان عیسی است. پس او را گرفتند، به صلیب کشیدند و کشتند و مسیح از شر آنان نجات یافت. و از جهت ظاهر مسلمانان بر این معنا اتفاق دارند که مقصود آیه: ﴿من تو را به تمامی بازمیگیرم﴾ این است که :من عمر تو را به پایان میرسانم و تو را به مرگ طبیعی میمیرانم و کسی را بر تو مسلط نمیکنم که تو را بکشد. بنابراین این سخن، کنایه از محفوظ ماندن او از دشمنان و از آن چیزی است که آنان قصد داشتند با او انجام دهند. مسیحیان پایان زندگی سید مسیح را پایانی هولناک و تراژدیای تکاندهنده قرار دادند و اعتقاد به وقوع آن را به صورتی که خود تصویر کردهاند، یکی از اصول دین و پایههای عقیده خود قرار دادند به




