بر هر کوهی بخشی از آنها را قرار بده، آنگاه آنها را بخوان، به سرعت نزد تو خواهند آمد و بدان که خداوند شکستناپذیر و حکیم است﴾
از رساله "البیان لأهل العقول والعرفان "که مؤلف آن شناخته نشده است، آمده است: ابراهیم در اینجا همان مقام باب است. خداوند، که همان اسم است، به او فرمود آیا ایمان نیاوردهای؟ گفت: چرا، ولی برای آنکه دلم آرام گیرد. و قلب همان مقداد است.
خصیبی در رساله "الکبیرة" خود گفت: و به همین سبب، باب گفت :برای آنکه دلم آرام گیرد. و اراده باب در این امر آن بود که از مولای خود اجازه بگیرد تا چهار نفر را ترتیب دهد تا در رتبه همراه مقداد باشند. پس خداوند، که همان اسم است، به او فرمود :پس چهار پرنده بگیر. و آن چهار پرنده عبارتاند از :چهار یتیم. و کوهها در این موضوع، پنج مرتبه باقیمانده از عالم کبیر هستند، و آنان عبارتاند از :نقباء، نجباء مختصون، مخلصون و ممتحنون. و مقصود او از این سخن که بر هر کوهی بخشی از آنها را قرار بده این است که به هر یک از آنان رتبهای از این مراتب واگذار کن. و سخن او ﴿آنها را بخوان، نزد تو به سرعت خواهند آمد﴾ یعنی چهار نفر را همانند ترتیب مقداد مرتب کن و آنان را بخوان تا همانگونه که مقداد پاسخ داد، به تو پاسخ دهند. مقداد عهدهدار مرتبه نقباء شد، ابوذر عهدهدار مرتبه نجباء شد، عبدالله عهدهدار مرتبه مختصین شد، عثمان عهدهدار مرتبه مخلصین شد، و قنبر بن کادان عهدهدار مرتبه ممتحنین شد.




