آنگاه مولای ما فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- در بخشی از سخنان استوار خویش: من معنای هو در کتاب خدا هستم. و این، اشاره اسم اعظم به مولای خویش، معنای قدیم است؛ همان کسی که بر منبر عظمت خویش فرمود :و او همان معبود الهی است انزع بطین، که نعمتهایش عزیز و گرامی است؛ حیدره، او حیات سر است و آن، حی پایدار است؛ و او زندهکننده و میراننده، آن زندهای است که هیچ معبودی جز او نیست. و آنان به چیزی از علم او احاطه نمییابند :پس علم، سید محمد است و مقام و منزلت او نزد آفرینندهاش را هیچکس نمیداند و هیچکس جز مولای ازلی و قدیم او بر آن احاطه ندارد. پس باب و دیگر مراتب نیز تا زمانی که خود میم به این منزلت احاطه ندارد، بر آن احاطه نخواهند داشت.
و شیخ حسن سلمان خطیب در رساله "روضة الریاحین الزکیة "گفت: این سخن اسم اعظم است و دلالت آن بر مولای خویش، با سخن خداوند متعال﴿ :خداوند، هیچ معبودی جز او نیست﴾؛ یعنی الوهیت را از هر آنچه غیر از مولای اوست نفی کرده و آن را برای معنای خویش اثبات نموده است. لا إله إلا هو با حروف ابجد بزرگ مجموعا عدد صد و ده میشود؛ اشارهای به مظهر سایهای. و هنگامی که صفر را از آن حذف کنی، یازده میشود؛ اشارهای به آغاز حروف مظاهر نورانی. الحی :باقی و پایدار تا ابد دائمی بدون زوال، که همواره موجود بوده و به حیات موصوف بوده است.




