دست خود بردارد﴾؛ یعنی کسی که از این علم مقداری بگیرد که به مذهب حقیقی زیان نرساند و آن را نزد خود نگه دارد تا اسرار را در میان جایگاههای فاسقان و تبهکاران حفظ کند، گناهی بر او نیست.
وجه دوم: طالوت، معنای مثلی است. و سپاهیان، شمار موجودات دو عالم بالا و پایین هستند. و مقصود از سخن او﴿ :پس هنگامی که طالوت با سپاهیان حرکت کرد﴾ اشارهای پنهان به تابش جدایی شناختهشده از حقیقت پیوند پنداشتهشده است؛ مانند تابش گشایش از پیوستگی و حرکت از سکون. و در آن اشارهای است به صورتی که برای اهل نور، همانند صورت آنان ظاهر شد، و آن همان رنگ و صبغهای است که وجود خود را نمونهای برای مرتبه اسمی قرار داد و میم را از این سرشت یگانه پدید آورد، و از این جهت برای او نگاهی بلندمرتبه است. و آن مرتبهای است دستنیافتنی که معنای او، آن را به او اختصاص داده است؛ یعنی نگاه او در فیض نافذ. و معنای سخن او﴿:من شما را با نهری میآزمایم﴾؛ نهر عبارت است از جریان فیض کنهوری با رشد و اعتدال به سوی قطب احاطه و کمال. و ابتلاء همان امتحان و آزمایش است؛ یعنی به واسطه وجود این صورت انزعیه. و معنای سخن او﴿:هر کس از آن بنوشد، از من نیست﴾ یعنی کسی که به واسطه آن، فزونی و کاستی را پدید آورد، علت در بیننده است، نه در آنچه مورد مشاهده قرار گرفته است. و سخن او﴿:از من نیست﴾؛ یعنی ناتوانی و




