این حدود و اوقات، معانی باطنی عمیقتری نیز دارند که فراتر از آن چیزی است که بیان کردیم؛ و باطن آن، شناخت مثل شب در عالم وجود است. و شیخ ثقه در رساله "باطن الصلاة "میگوید: ﴿و تا شماره را کامل کنید َ ﴾و آن ظهور سید محسن پنهان از حرف فاء است، و او کمال حاء های سه گانه برای کامل کردن شماره آن هاست تا پنج نفر شوند. و معنای : ﴿و تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت کرد به بزرگی یاد کنید﴾ آن است که خدا را بر معرفتی که به شما عطا کرده، بزرگ بشمارید. و مقصود از کامل شدن عدد آن است که خداوند در روز ظهور، اشخاص حرف میم را بار دیگر به تعداد کامل پنج نفر، همانند روز اظله، بازمیگرداند.
و شیخ حسین احمد در رساله "غنيمة السفر "میگوید: ماهها به سال اضافه شدهاند؛ یعنی نامهای معانی به او منسوب و از سایه وجود او در رشته وهمی منشعباند همان وجودی که با تابش تجلی خویش، ماهها را کامل ساخت؛ و اگر آن اشراق نبود، نه ماهها استوار میشدند، نه مکانها آباد میگشتند و نه هیچ گیاهی به ثمر میرسید. ماه را شهر نامیدهاند، زیرا محل ظهور و شهرت است، نه پنهانی. و از وجهی دیگر: هر کس حقیقت ماه را شناخت، باید آن را از غیر اهلش و از کسانی که شایستگی شناخت آن را ندارند، پنهان بدارد. این، یکی از معانی باطنی آیه است و در آن اشارهای لطیف نهفته است که تنها عارف کامل آن را درمییابد.




