در مکتب ما، آزاد، مومن عارفی است که مولای خود، غایت و حقیقت او را شناخته برای او دو مرتبه وجود را اثبات کرده، او را از هرگونه رؤیت، صورت، دگرگونی غیبت و حضور منزه دانسته و معتقد است که او زنده جاودان و همیشگی است که هرگز از حقیقت خویش جدا نشده، هرچند برای دیدگان ظاهر شده باشد. برده، مؤمنی است که به وجود صورتی معنوی و دارای مکان اعتقاد دارد؛ صورتی که مکان آن را در بر میگیرد و چشمها آن را مشاهده میکنند. و زن، کسی است که کلمه توحید را از سرور خود میشنود، اما نسبت به او ناسپاسی میکند و در ادای حقوق برادران خود کوتاهی میورزد. و مقصود از این سخن خداوند: ﴿قصاص در مورد کشتگان بر شما مقرر شد﴾ آن است که معرفت خداوند، متناسب با روش ویژه هر یک از این سه طبقه، به گونهای برابر و متناسب به آنان داده شود. زیرا در باطن مذهب ما، کشتن به معنای حیات یافتن از طریق معرفت است؛ حیاتی که بر اثر آشکار شدن اسرار الهی و علوم ربانی پدید میآید. این علوم در گفتگوهای سری، از مرتبه بالاتر به مرتبه پایینتر منتقل میشوند و گواه این معنا آن است که.. .
مفضل از مولایمان امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- در کتاب "الصراط "روایت کرده است که فرمود: هرگاه مرد مؤمنی کلمه اخلاص را به مؤمن دیگری تعلیم دهد، گویی او را با این معرفت کشته است؛ زیرا کشتن مؤمن از طریق شناساندن پروردگارش




