درک نمیکنند؛ اما اسرار این معانی و حقیقت آنها را جز صاحبان خرد، یعنی راسخان در علم، کسی به تأویل و حقیقتش درنمییابد.
و در حدیث شریف آمده است: همانا قرآن دارای ظاهر و باطنی است، و برای باطن آن نیز باطنی است تا هفت باطن.
کسی که تنها بر ظاهر بیان قرآنی توقف کند، شگفتیهایی از بلاغت و اعجاز آن خواهد دید؛ اما هنگامی که در دریاهای عرفان آن فرو رود، خود را در برابر فیضی سرشار از آن هفت باطن خواهد یافت و در نتیجه به حکم قاطع الهی در این سخن خدای متعال اطمینان پیدا میکند که﴿وتاویلش را جز راسخان در علم نمیدانند1﴾ُ و هر اندازه انسان در ژرفای دانش و پاسخها پیش رود، توان رسیدن به ژرفای آن بواطن عمیق و احاطه بر رازهای نهفته آن ها را نخواهد داشت، مگر آنکه از کالبد مادی و متراکم و جسم تاریک خویش رهایی یابد. و هر کس به ایستادن بر ساحل الفاظ بسنده کند و به آنچه افق دید ظاهریاش بدان منتهی میشود قناعت ورزد، خود را از فرو رفتن در اعماق بصیرت محروم ساخته است.
پس کلام خداوند ناگزیر دارای معانیای فراتر از این ظاهر است؛ زیرا آن دریایی فراگیر و گنجینهای گسترده است که اندیشهها از ساحل دریای ژرف آن فراتر نمیروند




