کرد. از همین رو گفتهاند: سینههای آزادگان، گورستان اسرار است. و برخی از عارفان گفتهاند:افشای سر ربوبیت، کفر است.
و نیز جایز نیست که عالم، آنچه را از ادراک و فهم خویش درباره تصور ذات الهی برای او کشف شده است، برای شخص جاهل بازگو کند؛ زیرا اگر عالم، آنچه را خود دریافته است برای جاهل بیان کند، جاهل دچار حیرت، اضطراب و آشفتگی میشود و چهبسا از نظر اعتقادی در هم بشکند
از همین رومولای ما امام جعفر صادق -عَزَّ عَزُّهُ- به این معنا فرمود: هر کس مؤمنی را بشکند، بر اوست که شکستگی او را جبران کند.
و نیز آن حضرت -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: کتاب خدا بر چهار چیز استوار است :عبارت اشاره، لطایف و حقایق. عبارت، در ظاهر لغوی آن، برای عوام است؛ اشاره برای خواص؛ لطایف برای اولیاء؛ و حقایق برای پیامبران.
قرآن کریم نیازمند بیان و تفسیر لغوی است؛ زیرا در سطح الفاظ و پوستههای ظاهری جریان دارد. از آنجا که مردم به اندازه عقل ها و مراتب خود، از آنچه همگان با آن مورد خطاب قرار گرفتهاند، فهم و بهره میبرند، لازم است هر گروهی سهمی از آن داشته باشد. پس ظاهرگرایان که اهل قشر و ظاهرند، جز معانی ظاهری و قشری را




