تصور، فهم یا ادراکی از ذات خداوند برای آنان حاصل نمیشود. اما خواص، میتوانند ذات خدا را به گونهای مجرد، ذهنی، و منزه از هر صفت و هرگونه تصور درک کنند.
اگر صاحب خردی با بصیرت و دقت در آیات قرآن عظیم بنگرد، در برابر معانی آن شگفتزده خواهد شد و در مقاصد و مرادهای آن به حیرت خواهد افتاد.
پس سگ اصحاب کهف، مار، شتر ماده، بچهشتر، زنبور عسل، مورچه، هدهد، کلاغ عصا، گاو و بسیاری از موارد دیگر، همگی رمزهایی بر معانی هستند. اگر خواننده در تأویل این معانی ژرفنگری نکند، از فهم حقیقت آیات قرآن کریم ناتوان خواهد ماند زیرا این نامهایی که در عالم زمین ظهور یافتهاند، تنها دیوارهایی برای آن گوهرهای رمزی هستند که آیات قرآن به آنها اشاره دارد.
بنابراین، باطن الفاظ قرآن عظیم دلالت بر آن اسرار دارد، و ظاهرالفاظ آن بر همین اشیای ظاهری و محسوس منطبق است. عوام، در همان دیوار متوقف شدهاند و گمان کردهاند که در بهشت، خوراک، نوشیدنی، میوهها، ثمرات، و نهرهایی از شراب، شیر و عسل وجود دارد؛ و فهم آنان از این صورتهای حسی فراتر نرفته تا به باطن آن راز نهفته دست یابد. ازاینرو، صدف را به جای در پنهان برگزیدهاند. این امور زمینی، به منزله حجاب ها و موانعی قرار داده شدهاند که صاحبان عقلهای محدود از عوام، در همانجا متوقف میشوند. و اگر این نامها در این دنیا وجود نداشت، عوام در دلالت




