و با تأملی ژرف در معانی آیات قرآن، دریافتم که برای آن، هدفی والا فراتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، وجود دارد؛ و اینکه قرآن تنها برای عمل به ظاهر آن نازل نشده است، بلکه برای آن است که انسان به معرفت باطن آن دست یابد.
و چون این کتاب، کتابی الهی است که خداوند سبحان آن را بر قلب پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- نازل کرده است، و در آن علم آنچه بوده و آنچه خواهد بود، قرار دارد، دانستیم که این کتاب ساخته و پرداخته بشر نیست؛ زیرا اگر از جانب غیر خدا بود، بیگمان در آن اختلاف فراوان مییافتند.
و افزون بر بلاغتی که فصیحان را ناتوان و بلیغان را درمانده ساخته است، در قرآن اخبار غیب، لطایف، اشارات و اسراری وجود دارد که عقلهای مردمان، در طول نسلها، به آنها دست نمییابند؛ مگر به اندازهای که خداوند بخواهد و آنان بدان نیاز داشته باشند، یا شایستگی دریافت آن را دارا باشند؛ چنانکه خدای متعال فرموده است﴿ :و تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم نمیدانند؛ و آنان میگویند به آن ایمان آوردیم 1﴾و هر کس با این حقیقت به ستیز برخیزد، یا کودن است و یا شیطان.
چنانکه سید مکزون در دیوان خود میگوید:




