مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

زبــان در سـایه سـار قــرآن - جزء 1 - قاضی حسین علی عباس

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 184 من 454

گمان کردم کتاب خدا را شنیده‌ای؛ ازاین‌رو با همان تعبیر قرآن با تو سخن گفتم. آن مرد گفت: ای بنده صالح! آیا تو همان دانایی هستی و من همچون موسی هستم که از تو می‌پرسم و تو پاسخ می‌دهی؟ ابوالغصن گفت: بپرس. مرد گفت مرا به سوی مولا راهنمایی کن. ابوالغصن گفت: به سوی جیم جلال، عین عیون، فاء وفا و راء رؤیا. مرد گفت: همان اوست؟ گفت: آری. آن مرد گفت: بارالها! همین برایم بس که مرا به معرفت خود موفق ساختی؛ اکنون همین ساعت مرا به سوی خود منتقل فرما. سپس سر خود را بر دامان جحی نهاد و جان سپرد. جحی می‌گوید: در همان حال، با اینکه مولا -عَزَّ عَزُّهُ- دور از آنجا بود، صدای او را از خانه‌اش شنیدم که می‌فرمود: بنده مؤمنم، پس از آنکه مرا شناخت، مشتاق دیدار من شد؛ من نیز مشتاق او شدم و چون به من اشتیاق یافت، او را به سوی خود منتقل کردم. او را نزد من بیاور. پس او را نزد حضرت بردم. حضرت دستور داد پیکرش را آماده کردند، بر او نماز گزاردند، او را به خاک سپردند. سپس رو به عارفانی که نزد او بودند کرد و فرمود: آیا در میان شما کسی همانند او نیست که آنچه را او برای خود برگزید، برگزیند؟ زیرا هنگامی که مرا شناخت، جز مرا نخواست؛ پس مرا به خود نزدیک و نسبت به خویش مهربان یافت. من نیز امیدش را برآوردم و او را به آرزویش رساندم.

الصفحة 184 من 454