مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

زبــان در سـایه سـار قــرآن - جزء 1 - قاضی حسین علی عباس

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 175 من 454

محمد بن سنان زاهری -عَلَيْهِ السَّلَامُ- در کتاب "الحجب والأنوار" می‌گوید:

همانا سرور ما رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- منادی‌ای را فرستاد تا در مدینه ندا دهد. و در نقلی دیگر آمده است که ابوبکر را فرستاد تا اعلام کند: هر کس لا إله إلا الله را با حقیقت آن و با اخلاص بر زبان آورد، وارد بهشت خواهد شد.

و در روایت دیگری آمده است: من بهشت را برای او ضمانت می‌کنم. پس منادی همان‌گونه که رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمان داده بود، به راه افتاد. در میان راه عمر بن خطاب او را دید و گفت: چه کسی تو را به این کار فرمان داده است؟ منادی گفت: رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- مرا به این کار دستور داده است. عمر گفت: همراه من نزد او بازگرد. پس هر دو نزد رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- بازگشتند. منادی گفت: ای رسول خدا عمر مرا از ندا دادن بازداشت و مرا نزد شما بازگرداند. رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- به عمر فرمود: ای پسر خطاب، چرا او را بازداشتی؟ عمر گفت: ای رسول خدا خواستم حقیقت لا إله إلا الله را بشناسم. پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: اگر حقیقت آن را بشناسی، آیا به مقتضای آن عمل خواهی کرد؟ عمر گفت: آری، ای رسول خدا. پس پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- با دست خود به سوی مولای ما علی که یادش والا باد اشاره کرد و فرمود: ای پسر خطاب این، حقیقت گفتار لا إله إلا الله با اخلاص است. در این هنگام عمر چنان مبهوت شد که گویی سنگی در دهانش نهاده‌اند. و بدین‌گونه، هنگامی که عمر حقیقت

الصفحة 175 من 454