در تأویل، بلکه در تبدیل نیز اختیار دارد. بنابراین، هرگاه اصل ثابت و محفوظ بماند راههایی که به آن منتهی میشوند، خواه نزدیک باشند یا دور، اشکالی نخواهند داشت. از جمله کاستیهایی که به این فرقه نسبت داده میشود، آن است که تفسیری از کتاب خدا در اختیار ندارد تا مشایخ و عالمان آن، هنگام نیاز، به آن مراجعه کنند؛ در حالی که دیگر مذاهب اسلامی هر یک چنین تفسیرهایی در اختیار دارند و هر مذهبی، دیدگاه خود را با احادیثی از رسول اعظم و روایاتی از عارفان تأیید میکند. اما این فرقه ناجیه در این زمینه، به آثار دیگران متکی است و از همه آن ها بهره میگیرد؛ ازاینرو، گرایشها گوناگون میشود. چه اندازه این فرقه نیازمند آن است که این شکاف ترمیم گردد و همگان برای پدید آمدن چنین تفسیری با یکدیگر همکاری کنند.
همچنین، جوانان فرهیخته ما، با آن جایگاه علمی، درک، دانشاندوزی و هوشی که دارند، میخواهند دین خود را از کتاب خدا بشناسند. و اگر راهنمایی نیابند، به کتابهای دیگران روی میآورند و از آنها بهره میگیرند. در نتیجه، سرچشمههای فکری آنان گوناگون میشود و به تبع آن، گرایشهای مذهبیشان نیز متعدد میگردد و خود در کار خویش دچار سرگردانی میشوند. مسئولیت این وضعیت، به نویسنده، بر عهده کسانی است که شرح و تأویل باطنی قرآن کریم را جایز نمیدانند؛ گویی میخواهند مردم همچنان در حیرت و نادانی باقی بمانند.




