ظاهر و هم از جهت باطن شرح کرده است. همچنین سید یونس بدیعی که سومین شاگرد سید ابوعبدالله حسین بن حمدان -عَلَيْهِ السَّلَامُ- و از برادران شامی بود قرآن را از جنبه باطنی تفسیر کرده است. و نیز سید ابوعبدالله بن شعبه حرانی ، از شاگردان سید ابوعبدالله و از برادران عراقی، بیشترین نقش را در شرح قرآن کریم و بیان علم باطن آن داشته است. افزون بر این، محمد بن حامد که چهلوسومین شاگرد شیخ ثقه بود حافظ قرآن کریم و شارح آن به شمار میآمد.
اما با نهایت تأسف، این شرحها و تفسیرها به دست ما نرسیدهاند؛ زیرا همراه با دیگر کتابهایی که در دوران ستم و فشار عثمانیان و پیروان آنان بر این طایفه به آتش کشیده شد، از میان رفتهاند.
پس قرآن کریم معما یا چیستانی نیست؛ زیرا اگر چنین بود، مخلوق از فهم آن ناتوان میماند، و این امر مستلزم ابهام و پوشیدگی شریعت میگردید.
همانا عالمان این بیت مکرم، قرآن را تفسیر کردهاند؛ و اگرچه بر روایات موالیان خویش تکیه داشتهاند، با این حال، نظر و اجتهاد ویژه خود را نیز داشتهاند. از جمله آنان شاگردان خصیبی هستند که قرآن را جز در موارد اندک به دور از نقل روایت و اسناد آن تفسیر کردهاند. و اگر این کار بر آنان ممنوع بود، هرگز بدان اقدام نمیکردند؛ زیرا آنان برگزیدگان و برترین افراد بودند.




