داشت، و فتوایی به دست آورد که کشتن آنان را به این دلیل که کافر هستند، مباح میشمرد. در پی آن، حدود پنجاه هزار نفر از آنان را به قتل رساند. همچنین درباره سلطان سلیم که نویسنده درباره او تعبیر لعنه الله را به کار برده است شهرت یافته بود که توانایی نظامی خود را جز با نابودی علویان به اثبات نرساند.
مصیبتها و بلاها پیدرپی بر آنان فرود آمد؛ چه از سوی سلیمان پاشا، والی طرابلس، و چه از سوی محمدعلی پاشا، والی مصر، هنگامی که فرزندش ابراهیم پاشا را در سال ۱۸۳۲ میلادی به شام فرستاد. او با کمک دروزیان و مارونیان بر آنان تاخت و بسیاری از ایشان را به قتل رساند.
و در سال ۱۸۶۶ میلادی، باب عالی فرمان داد که بسیاری از مشایخ آنان به دار آویخته شوند و خانههایشان به آتش کشیده شود. بدین منظور، مشایخ و بزرگان علویان را در حلب با این بهانه که میخواهند به شکایتهای آنان رسیدگی کرده و ستمهای واردشده بر آنان را برطرف سازند، گرد آوردند؛ اما همگی آنان را به قتل رساندند. در پی آن، گروه بزرگی از ایشان به لاذقیه مهاجرت کردند و در کوهستانهای آن، که امروزه به نام آنان شناخته میشود، ساکن شدند.
شیخ یوسف علی خطیب -قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ- در کتاب النسب یاد کرده است که ابوالحسن محمد بن علی کوفی که دومین شاگرد سید جنان بود قرآن کریم را هم از جهت




