مفضل بن عمر -مِنْهُ السَّلَامُ- در کتاب "الصراط "میگوید: هرگاه مرد مؤمنی، کلمه اخلاص را به مردی القا کند، او را به وسیله معرفت آن بکشد، مقصود این است که با آن معرفت نفس و جهل او را از میان ببرد؛ زیرا کشته شدن مؤمن به وسیله معرفت پروردگارش همان حیات جاودانه است.
رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: مرگ، آسایش است و چه بسیار مردگانی که با مرگ آسوده شدند. و "مرگ" نامی از نامهای پروردگار است. خداوند سبحان از نامها، صفات و اوصاف حادث، برتر و منزه است.
شیخ حسین احمد در رساله "غنیمة السفر "گفت: مراد از کشتن، بریدن جانها از تعلقات جسمانی و پیوستن آنها به عالم برتر است؛ عالمی که مرتبه حیات حقیقی، بقای جاودانه و ماندگاری در نعمت همیشگی است.
خدای متعال فرمود: ﴿ و آنگاه که گفتید :ای موسی، هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا خدا را آشکارا ببینیم؛ پس در حالی که مینگریستید، صاعقه شما را فرا گرفت. سپس پس از مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاسگزار شوید﴾
شیخ صالح بن علی نمیری در رساله" تذکرة العارفین "گفت: همانا موسی -عَزَّ عَزُّهُ- به زبان هفتاد مردی که همراه او بودند، درخواست رؤیت کامل خداوند را مطرح کرد مقصود رؤیت کامل است، نه دیدن با چشم؛ تا قدرت و عظمت خداوند را مشاهده




