محمد بن محمد بن حسن بغدادی در رساله" المصریة "گفته است: نماز همان اسم است پس او را بشناسید. و زکات همان باب است؛ پس او را نیز بشناسید، و بدانید که از اسم جدا نیست، و معرفت اسم جز با شناخت باب کامل نمیشود. پس هر کس نماز را در ظاهر و باطن برپا دارد و زکات را ادا کند، حقیقتا مؤمن است.
سید ابوعبدالله در کتاب "الهدایة الکبرى "گفته است: خدای متعال زکات را در کنار نماز قرار داده است. باطن زکات، معرفت باب است، و باطن نماز، معرفت میم است. مقصود خداوند این است که هر کس باب را بشناسد و به معرفت او دست یابد که همان حقیقت باطنی زکات است و نیز اسم، یعنی سید محمد، را که معرفتش حقیقت باطنی نماز است، بشناسد، چنین مومن عارفی از باب وارد شده و سرانجام به معرفت حجاب خواهد رسید.
یکی از عارفان در رساله خود گفته است: مقصود از همراه شدن نماز با زکات بیانگر آمیختگی قدم باب با حدوث حجاب و برپا داشتن او در مقام خویش، هنگام تشریف و اعطای آن مقام به اوست. زیرا هنگامی که سید میم -جَلَّ جَلَالُهُ- از دیدهها پنهان شد جنبه قدیم او در فاطر ظهور یافت، و جنبه حادث او به سلمان -مِنْهُ السَّلَامُ- افاضه گردید؛ همان کسی که نخستین مرتبه از مراتب بابیت ناطق در این قبه عربی است.




