ظهور او به ذات خویش واجب است تا شناخته شود و در نتیجه عبادت گردد. و نیز در حکمت الهی جایز نبود که ظهور او به ذات خویش به صورت کشف محض باشد؛ زیرا هیچیک از موجودات تاب و توان آن را ندارند. و از آنجا که ظهور معنا تعالی به ذات خویش ، برای آنکه به یگانگی و بدون شریک عبادت شود واجب است و همانگونه که عدم او محال است، غیبت او از آفریدگانش نیز محال میباشد، پس در حکمت الهی واجب شد که برای هر گروه به گونهای همانند خود آنان ظاهر گردد؛ تا برای مومنان مایه انس و برای منکران و جاحدان موجب پوشیدگی و اشتباه باشد. زیرا اوسبحانه، بر هر چیزی تواناست و هیچ چیز او را ناتوان نمیگرداند او با هر چیزی، به صورت همان چیز است، در حالی که هیچ صورتی او را مقید و محدود نمیسازد؛ زیرا هیچ دو نفری از آنان نه در یک مرتبهاند نه در یک نحوه مشاهده و نه در یک درجه از علم.
پس در گوناگونی ذوات آنان، تفاوت مراتب و درجاتشان و برتری برخی بر برخی دیگر در علوم و دریافتهایشان تأمل کن، تا با یقین بدانی که اختلاف صفات از جهت اختلاف مراتب مخلوقات در نوع ادراک و نگرش آنان است نه از جهت ذات باری تعالی.




