کاخهای باشکوه و برجهای عاجی خود(زندگی خیالی با انزوای تکبر آمیر)، از دیدگان رعیتشان پنهان بمانند. اما پروردگارِ مهربان، این حبیب وفادار و دلسوز، والاتر از آن است که به چنین قساوتی(سنگدلی) متصف شود و محبّی را که در طلب او سخت کوش است، از چیزی بازدارد که دستیابی به آن ممکن است و در عین حال، نهایت حکمت و لذتی روحانی در آن نهفته است که هیچ لذتی با آن برابری نمیکند؛ افزون بر تعلیمات شفاهی و آداب سلوکی که آن محبّ و دوستدار از محبوب جلالش دریافت میکند.
و بر اساس آنچه ذکر کردیم و پیش کشیدم، ما خصیبیان و سالکان طریقهی جنبلانی معتقدیم که خداوند سبحان از طریق «تجلی» دیده و مشاهده میشود؛ چرا که اهل نور، او را با نور مشاهده کردهاند و اهل مزاج (یعنی انسانها) او را به صورتی بشری دیدهاند، که این از روی لطف و مهربانی خداوند متعال است. او (جلشأنه) از دوران آدم تا محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- در هفت بارِ تجلی(پدیدار شدن) بر ما آشکار شده است:
با نامهای هابیل، شیث، یوسف، یوشع، آصف، شمعون و علی ظاهر گشت. و این صورتی که او در آن تجلی کرد، همان ذات پروردگار سبحانه تعالی است و نه




