متصف است؛ همان دو صفتی (قدرت و عقل) که در پیشگاه او، صفاتی ذاتی هستند و برای آفریدگانش، بخششی موهوب و عاریتی از جانب او میباشند؟
آری، اگر با این سؤال واجب و بهجا با آن منکرانِ رؤیت مواجه شویم، یا در برابر آن ساکت میمانند و یا پاسخ میدهند که «این امر به دلایلی است که ارادهی او اقتضا کرده و ما از آن بی اطلاع هستیم»، و یا استدلالهایی سست میآورند تا تظاهر کنند که میتوانند ادعاهایشان را با دلیل پشتیبانی کنند؛ اما این حجتهای سست، در برابر برهانی قاطع، بهزودی فرو میپاشند.
ما از عالمان الهی و فیلسوفان حقیقتجویی که در طاعتها کوشش میکنند و در عبادت و مناجات جان خود را به رنج می اندازند، استدعا میکنیم و از آنان میپرسیم به پروردگارتان سوگند، آیا شما را خشنود میکند که آن محبوب جلالی که زبان به ذکرش گشودهاید و در طلب او و اجرای فرمانش سخت تلاش میکنید، همواره و تا ابد از شما پنهان بماند و در هجران و دوری از شما پافشاری کند؟ و آیا عقلهای روشن و بصیرتهای پاک شما میپذیرد که چنین حبيبی، که متصف به عدل، حکمت و رحمت است، با محبان مشتاقِ دیدارش که در راه محبت او فنا شدهاند، با دفع دائمی و هجران ابدی برخورد کند؟همانا چنین رفتاری تنها از سوی پادشاهان و پیشوایان متکبر و مستبدی صادر میشود که خودخواهی و تکبر، آنان را واداشته تا در گوشه و کنار




