دید؛ به خانوادهاش گفت: درنگ کنید، زیرا من آتشی دیدم، شاید خبری از آن برایتان بیاورم یا شعلهای از آن آتش تا خود را گرم کنید. پس چون نزد آن رفت، از کنارهی راستِ دره(وادی)، در آن قطعه زمین مبارک، از سوی درختی ندا داده شد که: ای موسی، همانا من خداوند، پروردگار جهانیان هستم﴾1؟
آیا میتوان گفت که در کلام آفریدگار تناقضی وجود دارد که در بخشی از آن رؤیت را انکار و در بخشی دیگر اثبات کرده است؟ هرگز و حاشا! چرا که سخن او حق است و کلامش قاطع و روشن؛ و این تناقض تنها برای کسانی متصور است که بیناییشان ضعیف و بصیرتشان بیمار است.در حقیقت، عبارت ﴿هرگز مرا نخواهی دید﴾ اشاره به این است که رؤیتِ کلی او با نور لاهوت که پیشتر ذکر کردیم ممکن نیست. اما در مقابل، سخن خداوند به موسی -عَزَّ عَزُّهُ- هنگامی که آتش را دید ﴿همانا من پروردگار تو هستم﴾، بیانگر این است که مشاهدهی خداوند متعال از طریق «تجلی» و به صورتی قابل رؤیت ممکن است؛ زیرا آتش صورتی دارد که به جنس ماده نزدیکتر است. به همین دلیل است که خداوند سبحان بر زبان موسی -عَزَّ عَزُّهُ- نفرمود «نوری دیدم»، چرا که نور لاهوتِ مجرد را هیچ مخلوقی نمیتواند به صورت مجرد ببیند، بلکه تنها به واسطهی تجلی مشاهده میشود؛ به گونهای که تجلی برای او ظاهر شده و این نور در بصیرت و قلب او منعکس میگردد و او صورتی بشری (همچون




