او احاطه نمییابند»، و نه به معنای «او را نمیبینند». چرا که چگونه ممکن است معلول بر علت، یا موجود مقید و جزئی بر موجود مطلق و کلی، احاطه یابد؟
و اگر رؤیت به معنای احاطه و درک کلی نسبت به ذات بلند خداوند ممتنع و ناممکن باشد که یقیناً چنین است پس باز هم ممتنع نیست که ما بر اساس توانایی و امکان خود، به واسطهی تجلی و با ویژگی خاصی که خداوند متعال به مقتضای قدرت بیحدش برای ما مقدر میفرماید، او را ببینیم. اگر برای ما محال است که در حالی که بر ساحل اقیانوس اطلس ایستادهایم، بر تمام آن احاطه یابیم، آیا محال است که آن اقیانوس را به اندازه توان، طاقت و گسترهی بیناییمان ببینیم؟
همچنین آیات صریحی وجود دارند که به روشنی اعلام میکنند خداوند سبحان در آخرت دیده میشود؛ و اگر امر آنگونه بود که منکران مطلقِ رؤیت میگویند، هرگز چنین آیاتی در کتاب عزیزش جاری نمیشد. خداوند فرمود: ﴿در آن روز چهره هایی درخشان است که به سوی پروردگارشان مینگرند﴾؛ و در این اشارهای است به اینکه مؤمنان صالح که دین و سرّ خود را برای خدا خالص کردند، در روز قیامت با چهره هایی درخشان و تابناک، پروردگارشان را میبینند. همچنین فرمود: ﴿و




