و برای نجات از آنچه بر او گذشت و آنچه در پیش دارد، استغاثه میکند. این همان حال فرعونی است که تکبر ورزید و طغیان کرد و به قومش فریاد زد: ﴿من پروردگار والای شما هستم﴾1، اما هنگامی که غرق شدنش نزدیک شد، اذعان کرد و پافشاری نمود: ﴿گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی نیست جز آن کسی که بنیاسرائیل به او ایمان آوردند و من از تسلیمشدگانم﴾2.
خداوند بلندمرتبه است و از گفتههای منکران بسیار برتر و والاتر است. مسئلهی وجود خداوندِ آفریدگارِ این جهان، حقیقتی است که کتابهای آسمانی به آن تصریح کردهاند و هنگامی که این موضوع را همانطور که خداوند در آیات بسیاری از قرآن به ما فرمان داده بر عقل عرضه کنیم، میبینیم که اقرار به آن هیچ تضاد عقلانی ایجاد نمیکند؛ بلکه در مقابل، انکار آن است که تضاد عقلانی به بار میآورد. زیرا انکار وجود خدا، یا جهانِ حادث و معلول را موجودی بدون علت و بدون فاعل میداند که این محال است و تضاد عقلانی آشکاری ایجاد میکند یا اینکه معلول را عینِ علت میپندارد که این نیز محال است و تضاد عقلانی فاحشی است. قرآن کریم از این




