علت فعال در هستی را به جای آنکه سببی واحد و حقیقتی یگانه باشد متشکل از دو سبب یا دو چیز (عقل و ماده) دانستهاند؛ در حالی که از ویژگیهای مبدأ نخستینِ هستی و از نخستین خصوصیات آن، برخورداری از "وحدت" (یکتایی) و نفی "تعدد" (چندگانگی) است.
و در نهایت، خلاصه سخن آن است که عقل آشکار و بصیرت حکم میکنند و اگر ماده شخصیتی بود که میتوانست سخن بگوید، تصریح میکرد که: پدیدآورنده موجودات در هستی، با تمام این صفات و احوال، همان خدایی است که دینداران به او باور دارند و پیامبران و رسولان به شناخت او فراخواندهاند و کتابهای آسمانی از جانب او نازل شده است. و علت نخستینِ وجود، باید دارای صفات و ویژگیهای «کمال مطلق» باشد؛ نظیر:
«وجوب»، به این معنا که وجودش باید ذاتی و خودبهخودی باشد و به سبب دیگری وابسته نباشه؛«وحدت»، یعنی خارج از دایره ی تعدد و کثرت باشد؛(برخورداری از یکتایی و نفی از چندگانگی) «قدم»، یعنی پیش از هر موجودی باشد و هیچ عدمی بر او مقدم نباشد؛«ازلیت»، یعنی پس از هر چیزی باقی بماند و فنا به او راه نیابد؛و همچنین صفاتی چون زندگی، قدرت، اراده، علم و هر آنچه از ویژگیهای کمال و اطلاق است.




