مقابل، «حدوث» از صفات مخلوق و ممکنالوجود است و این ویژگی، ملازم و ثابت در مورد این عناصر است.
و دلیل دیگری نیز هست که حجت آنها را درهم میشکند و صدایشان را خفه میکند؛ و آن این است که علتِ وجود نمیتواند متعدد باشد. زیرا اگر متعدد باشد، از دو حال خارج نیست: یا برخی از آنها بر برخی دیگر مقدم شدهاند (و کیست که بتواند تشخیص دهد کدامیک پیشتر آمده و کدامیک پس از آن است؟) یا اینکه همگی در یک لحظه به وجود آمدهاند، که باز چه کسی میتواند دلیلی بر این مدعا بیاورد؟
همین علت (آفریننده) که آنان به آن باور دارند، از چهار عنصر تشکیل شده است که هر یک با دیگری متفاوت و در تضاد است؛ برای مثال حرارت با برودت متفاوت و متضاد است. همچنین هیچ موجود زندهای در طبیعت، در صورت فقدان یکی از این عناصر، زنده نمیماند؛ به این معنا که اگر سه عنصر در موجودی وجود داشته باشد اما عنصر چهارم نباشد همانطور که پیشتر ذکر شد آن موجود قائم نمیشود و در زمره موجودات زنده طبیعی به شمار نمیآید. این خود دلیلی است بر اینکه گردآورندهی این عناصر، با وجود تعدد و تضادشان، موجودی است با آگاهی کامل و قدرت مطلق؛ و این عناصر، معلولِ علتی یگانه، قدیم و غیرمتعدد و غیرحادث هستند.




