«فدایت شوم، برایم تفسیر بفرما». فرمود: «ذکوان است». عرض کردم: «ذکوان چیست؟» فرمود: «همیشه باهوش [تیزبین]». سپس فرمود: «اجرد است». عرض کردم: «و اجرد چیست؟» فرمود: «همیشه شاداب [تازه/ نو]». عرض کردم: «مقنّع است؟» فرمود: «پوشیده»1.
از سلیمه بن صالح روایت شده است که ایشان این سخن را به ابوجعفر -عَزَّ عَزُّهُ- منسوب کرده که فرمود: «همانا این سخنان ما، دلهای مردمان را [به دلیل دشواری و غریب بودن] دچار اضطراب و کراهت میکند؛ پس هر کس آن را پذیرفت، شما بر او بیفزایید (بیشتر بگویید) و هر کس آن را انکار کرد، او را رها کنید. همانا ناگزیر فتنهای خواهد بود که تمام نزدیکان و محرمان در آن میافتند، تا جایی که حتی کسی که در شدت دقت و وسواس مو را با دو مو میشکافت نیز در آن میافتد، تا آنکه کسی جز ما و شیعیان ما باقی نماند»2.
از عبیدالله بن زراره روایت شده است که اباعبدالله -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «هر چه از من شنیدی که شبیه سخن مردم باشد، در آن تقیه است؛ و هر چه از من شنیدی که شبیه سخن مردم نباشد، تقیهای در آن نیست»3.




