هرچه غیر از این علم غیب است، دانشی است(علم های دیگری است) که خداوند به پیامبرش آموخت و او نیز به من آموخت، و برایم دعا کرد تا قلبم(سینه ام) آن را فرا گیرد و جانم آن را در بر گیرد».
توضیح: از کلام مولای ما در پاسخ به آن مرد کلبی، هنگامی که گفت: «ای امیرالمؤمنین، به شما علم غیب داده شده است»، چنین فهمیده میشود که خبر دادن ایشان از تاتارها از روی علم غیب نبوده، بلکه دانشی است که از رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- آموخته است و ایشان نیز آن را از آفریدگار -عَزَّ وَجَلَّ- دریافت کرده بودند. این سخن در زمره «امور ظاهری» است که مولای ما در اینجا برای پوشاندن حقیقت و تلبیس بر اهلش آورده است؛ زیرا طبق ظاهر، امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- از کودکی همراه حضرت رسول -جَلَّ جَلَالُهُ- بود و تحت سرپرستی ایشان رشد کرد و علوم و آداب خود را از ایشان فرا گرفت؛ از این منظور و بر اساس این قاعده ظاهری بود که پاسخ مولای ما به آن مرد مذکور صادر شد.
صحت این مطلب را این خبر که از طریق افراد مورد اعتماد از مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده، تأیید میکند که فرمود: «اگر خداوند میخواست امرش را آشکار کند، هیچکس آن را نمیشناخت، و اگر میخواست آن را بپوشاند، هیچکس آن را نمیشناخت؛ اما او امرش را "پنهان




