همانگونه که اگر منطق اهل ظاهر را بپذیریم (به استثنای حشویه و حلولیه) و آفریدگار را از آمدن و کلام و وجه و دو دست و جانب و مانند اینها پاک بدانیم و تفسیر کنیم که اینها از روی مجاز است و نه حقیقت، به همین ترتیب منطق باطنی را نیز میپذیریم که حق و صحیح است؛ پس آفریدگار را در حالی که در صورت بشری تجلی نموده، از تمامی مظاهر نقص و عجز همچون ولادت، خوردن، آشامیدن، خواب، حوادث بشری و اعضا و جوارح و مانند اینها منزه میدانیم، و معتقدیم که وقوع اینها از جهت دیدگاه بیننده بوده است و نه از روی حقیقت.
پس او ولادت را ظاهر کرد اما خودش متولد نشده است؛ خوردن و آشامیدن را ظاهر نمود اما خودش نه میخورد نه می نوشد؛ و قتل و مرگ را نمایاند اما خودش نه کشته شده و نه مرده است؛ گواه این مطلب، سخنان مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است که پیشتر ذکر کردم.
و در چندین کتاب ظاهری از اهل سنت وارد شده است که پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: «همانا کشتهشدهی ما کشته نشده است، و میت ما نمُرده است، و غایب ما هرگاه غایب شود، غایب نمیشود؛ ما نه زادهایم و نه زاده شدهایم، و نه شکمهایی ما را در بر گرفته اند و هیچ کس را نمیتوان با ما مقایسه کرد».




