و همچنین این ابیات گویا و زیبا از اوست:
آتشی در قلب و جگر من شعله میکشد از شوق به سوی نورِ ذاتِ یگانه صمد پس بر من ببخش نوری از ذاتِ منزه تا در یگانگیِ «أحد»، از توحید ظاهری غایب شوم ایزد در لحظهای آن را بخشید و چنین شد که حقیقتی ظاهر گشت و قلبم را از جسد غایب ساخت پس شدم گواه او در هر حادثهای به عنایتی از سوی او، چه در نزدیکی و چه در دوری.
و نزد ما چنین است که آفریدگار سبحان، همانگونه که پیشتر ذکر کردیم، با «معجزه» و «عجز» ظاهر گشته است، که اثبات و نفی به این دو وابسته است؛ پس معجزه از او و برای اوست، و عجز برای ما و بر ماست؛ زیرا کسی که قدرت خیرهکننده و معجزات خارقالعاده از او صادر شود مانند بازگرداندن خورشید شکافتن ماه، زندهکردن مردگان و علم به غیب و کسی که به صفاتی متصف شود و کارهایی انجام دهد که آفریدگار به آنها متصف است و خودش همان است، محال است که در حقیقت و واقع، عجز بر او چیره گردد.
و ما هرگاه در کلام خالق تعالی در قرآن تعمق کنیم، میبینیم که او ذاتش را به کمال مطلق و غیبیّت والایی توصیف کرده است که درکناپذیر است؛ چنان که فرمود: ﴿هیچ چیز مانند او نیست﴾، ﴿و برای اوست بالاترین مَثَل﴾، ﴿هرگز مرا نخواهی




