دوم: از سخن آنان چنین فهمیده میشود که مؤثر نمیتواند ذاتش را نشان دهد مگر از طریق اثرش، و سازنده تنها با ساختهاش استدلال شود، و اینکه اثر و ساخته را ظهوری است که مؤثر و سازنده ندارد؛ استدلال آنان به این شکل شبیه است به کسی که بخواهد بر عظمت کوهی بلند، با یک سوزن ظریف استدلال کند، یا با یک ابر کوچک، بر اثیر عنصر محیط استدلال نماید!
و مولای ما، حسین بن علی -عَزَّ عَزُّهُ- ، این حقیقت را در حالی که با مولایش مخاطب بود، آشکار ساخت و فرمود که روحم فدایش باد: «معبود من، چگونه میتوان به واسطه چیزی به تو استدلال کرد در حالی که آن چیز در وجودش نیازمند توست؟ آیا ممکن است غیر تو را ظهوری باشد که تو نداشته باشی تا آنکه او برای تو مظهر و راهنما گردد؟ تو چه زمانی غایب بودی که نیاز به دلیلی داشته باشی تا تو را نشان دهد؟ و چه زمانی دور بودی که آثار خلق باشند آنچه به سوی تو راهنمایی میکنند؟ کور باد چشمی که تو را در حالی که بر او نگهبانی، نبیند؛ و خسرانزده است معامله بنده ای که تو برایش بهرهای از محبت خود قرار ندادی».
همچنین، حکمت از ظهور او در میان بندگانش این است که آنان از آداب او ادب بگیرند و از آموزههایش راهنمایی یابند، و مؤمن با دیدار او انس گیرد؛ و با این




