اثباتی برای صفت ظهور است، یعنی او همان «ظاهر» است؛ و در سخن گفتن و اعتقاد به عدم امکان رؤیت ذات آنگونه که هست نور مجردی که درک نمیشود اثباتی برای صفت بطون است، یعنی او همان «باطن» است.
و ما اگر در حال سخن گفتن و اعتقاد به عدم رؤیت کلی آفریدگار باشیم همانگونه که دیگر اقوام و فرقها اعتقاد دارند در این صورت تنها صفت بطون را اثبات کرده و صفت ظهور را از او نفی نموده ایم؛ در حالی که خداوند تعالی برای ذاتش هر دو صفت را اثبات نموده و فرموده است: ﴿او اول است و آخر، و ظاهر و باطن، و او به هر چیزی داناست﴾1.
و امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- بر منبر عظمتش صریحاً فرمود: «من اول و آخر و ظاهر و باطنم»، و خورشید با او چنین سخن گفت: «ای اول، ای آخر، ای ظاهر، ای باطن». و حضرت رسول -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: «علی اول و آخر و ظاهر و باطنی است»، و اهل کهف هنگامی که ایشان بر آنان سلام کردند، چنین پاسخ دادند «و بر تو باد سلام، ای اول، ای آخر، ای ظاهر، ای باطن».




