کرده و به مناظره میپردازند و میگویند که رؤیت در روز معاد ممکن است؛ اما امامیه و معتزله معتقدند که این نظرِ قلب است و نه نظرِ چشم، و این سخن برخلاف حقیقت است؛ زیرا نظر متعلق به چشم است و فکر متعلق به قلب، و در کتاب خداوند استعاره وجود ندارد و استعاره تنها در شعر است، و نظر در رؤیت چشم، جز بر جسمی واقع نمیشود، زیرا جسم ابزاری برای ظهور آن است».
و اگر دیدن او در روز قیامت نزد آنان ممکن است، پس چرا در هر عصر و زمان و وقت و زمانی ممکن نباشد؟ مانع این امر چیست؟ زیرا هر کس ظهور قدرت و معجزه را منع کند، در واقع اجماع و روایات را تکذیب کرده است و هر کس اجماع و نقل را تکذیب کند، مانند کسی است که آنچه را با چشم میبیند انکار نماید؛ چرا که موجودات بر دو دستهاند: برخی مشاهده میشوند و برخی غایباند که بر وجود آنها اتفاقنظر شده است؛ مانند کسی که بگوید: در دنیا شهری به نام "جابَرصا" وجود دارد و بر وجود آن اجماع شده است، هرچند ما آن را با چشم خود ندیده باشیم، اما این مطلب از طریق خبر برای ما ثابت شده است؛ و هر کس این را انکار کند، مانند کسی است که بپذیرد برف سفید است و خون قرمز، اما سپس آن را انکار نماید.
«و سه امت (پیرو سه دین) اجماع کردهاند که موسی بر روی دریا راه رفت، و خداوند با او سخن گفت و بر بنیاسرائیل ابر را سایبان قرار داد و مَنّ و سلوی را بر




