جنس بشری، سخنِ جنسِ خودش را نمیفهمد، چگونه میتوانست امر و نهی آفریدگار را بفهمد؟ اگر بگویی: به واسطه قدرت او، پاسخ این است: قدرت، قدیم است، پس چگونه موجود محدث میتواند از آن بفهمد؟ در حالی که میبینیم عربی سخن عجمی را نمیفهمد و زنگی سخن خزرجی را نمیفهمد، چون تفاوت در نسب و سرزمینها دارند، در حالی که همگی از جنسی واحد هستند؛ پس در این صورت لازم است که او به هیئتی از جنس خلقش ظاهر شود تا با آنان سخن بگوید و آنان امر و نهی او را بفهمند. و هنگامی که مسلمانان اجماع دارند بر اینکه خداوند با موسی از خلال درخت سخن گفت در حالی که درخت موجودی دارای اجزای ترکیبیافته است که نه حرکتی دارد و نه نطقی پس چرا با آنان از جنس بشر سخن نگوید، در حالی که بشر شریفترین جنس حیوانات و شریفتر از گیاه و جماد است؟ پس اگر صحیح است که از طریق درخت با او سخن گفت، پس حالِ سخن گفتن از طریق حیّ ناطق چگونه است؟ و خداوند در کتاب محکمش فرموده است: ﴿چهره هایی در آن روز شاداباند * که به پروردگارشان مینگرند﴾1».
«و اهل شرع از متکلمان و دیگران به جز معتزله و امامیه اجماع دارند که "ناضرة" از نضارت به معنای درخشش و تازگی است، و "ناظرة" با حرف ظاء از نظر است و اینکه دیدن خداوند با چشم ممکن است. و اشعریها در این باره با آنان مجادله




