راه بودیم که عمرو بن جرموز به ایشان برخورد کرد و گفت: «از آنچه قصد کردهای بازگرد!»امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند: «چرا ای عمرو؟»او پاسخ داد «زیرا خورشید در موضع دمِ اژدها قرار دارد و امروز روزی نحس است». امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمودند: «مادرت به عزایت بنشیند منم که خورشید را کیفیّت بخشیدم و ماه را آشکار نمودم؛ به قدرت من است که ستارگان سیر میکنند و به اراده من است که فلک میگردد. پادشاهان را به قدرتم به بند کشیدم و پروردگاران با عزتم به بندگی درآمدند؛ دلهایشان و پیشانیهایشان به دست من است و به عزّت و جلالم سوگند، از یاران من کسی کشته نمیشود مگر ده نفر، و از آن قوم نیز کسی را باقی نمیگذارم مگر ده نفر؛ و اگر آنچه نزد من است را برای آنان ذخیره میکردم، هیچ چیز از آن به آنان نمیرسید. من خدایی هستم که هیچ معبودی جز من نیست، و این است راه راست». و سپس به سوی مدائن به راه افتادند. و درباره «حدیث تشت» و «کلام جمجمه» برای ایشان، روایتها و گزارشهای بسیاری آمده و ثبت شده است.
و از «رساله مصریه» تألیف شیخ جلیل، محمد بن مقاتل قطیعی (ره) آمده است: حمزه بن ربیع از سرورمان ابیشعیب بن عمرو بن فرات نقل میکند که مولای ما امام رضا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند:«خداوند این امر را چنان پنهان کرد که




