است که ابدیت جاودانه گشت و هر عدد از یگانگی در ما به کمال رسید. معنای ما یکی است، هرچند نامهایمان متفاوت باشد، و ازلی بودن، نورِ ذات ماست، هرچند صفاتمان بسیار باشد. هر کس ما را انکار کند، در واقع ظهور خدا را انکار کرده است، و ما همان شاهدِ مشاهدهشده برای کسی هستیم که ما را بجوید».
و باز از ایشان نقل شده است که فرمودند:«ما اشارهای هستیم برای کسی که در عبارت و سخن نکتهسنج باشد، و ما غایتی هستیم برای کسی که در پی نهایت باشد. ظهور ما نامحدود است و حد ما بیشمار است. به واسطه ماست که پیرو به مقصد میرسد و به سوی ماست که غلوکننده باز میگردد؛ پس ما همان "خبر عظیم" هستیم و سببِ قدیم از ماست».
و در ادامه این کتاب آمده است: در این هنگام، حکایتی از عبدالله بن سبأ نقل شده است که من شنیدهام؛ او صریحاً ادعاهای "معنویت" (الوهیت) مولای ما را مطرح میکرد، تا جایی که مردم نزد امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- جمع شدند و عرض کردند: «ای امیرالمؤمنین، همانا این عبدالله بن سبأ و گروهی از مردم گرد او جمع شدهاند و او سخنانی ناپسند و نادرست میگوید؛ او درباره شما چیزهایی میگوید که ما درباره خداوند میگوییم! اگر با او مدارا کنید و او را از این کار




