دنبال آن است، به ضرری بزرگتر و خسارتی سختتر تبدیل میگردد. و چگونه چنین نباشد، در حالی که ما بر آنچه بر پیروان این مبانی از ستم، سرکوب، قتل و تکفیر گذشت، واقفیم؟ این پیامبران و فرستادگان (سلاماللهعلیهم) که از نظر علم، عمل ثبات و تکیهگاه، از ما قویتر بودند، در راه دعوت خود مورد مخالفت قرار گرفتند و با منفیبافی و تضاد روبهرو شدند، تا جایی که سرنوشت برخی از آنان در ظاهر، مرگ بود؛ مانند زکریا، یحیی و عیسی -عَزَّ عَزُّهُ- .
قرآن کریم ماجرای سرورمان نوح -عَزَّ عَزُّهُ- را برای ما بازگو میکند؛ خداوند متعال از زبان او میفرماید: ﴿گفتم پروردگارا، من قوم خود را شب و روز فراخواندم اما دعای من آنها را جز بر گریختن از حق نیافزود. و هرگاه آنها را میخواندم تا تو آنها را بیامرزى، انگشتان خود را در گوشهایشان میگذاشتند و لباسهایشان را بر سر میکشیدند و بر تکبر و سرکشی پافشاری میکردند﴾1. همانا این برگزیدگانِ خالص که مورد حمایت قدرت خارق العاده الهی بودند، تنها به پذیرش مبانی ساده و واضحی در مقایسه با آن امر «دشوار و سخت» که نزد ماست، دعوت میکردند؛ آنان به اعتقاد به وجود خداوند سبحان و به انجام کارهای شایسته و واجبات مورد نیاز دعوت مینمودند. با این حال، اکثر کسانی که در آن زمان به این اعتقادات و اعمال دعوت شدند، از پذیرش دعوت راستین رسولان سر باز زدند و از پذیرش مبانی سهل




