بر اساس همین دیدگاه یعنی پذیرش الوهیت انسان برتر و کامل، ما میبینیم که مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- همان «خدای یگانه» است. چرا که هیچ انسان برتر یا کاملی در تمام تاریخ وجود، به چنان درجهای از رفعت، کمال، قدرت، ایدهآل بودن، نبوغ، علم و... که ایشان در آن جای گرفتهاند، نرسیده است. من یقین دارم که عالمان و نبوغهای بزرگی بودهاند که با اعتقاد و ایمان به مبانی «خصیبی» ما از دنیا رفتند، اما به دلیل کتمان شدید و رازدار بودنشان، حقیقت آنها آشکار نشد. برای اثبات این مطلب مثالی میآورم:
در کتاب «از بزرگان اندیشه اسلامی» نوشته دکتر مهدی فضله استاد دانشکدههای ادبیات و تربیت دانشگاه لبنان، در بخشی که درباره برجستهترین شخصیت این اندیشه، یعنی «شهید اول، محمد بن مکی عاملی» رحمة الله علیه سخن میگوید، آمده است: «درباره علت قتل او نظرات متضادی وجود دارد؛ برخی او را به انحلال در عقیده، اعتقاد به نصيریّه و حلال دانستن شراب خالص متهم کردند، یعنی او را متهم کردند که در شریعت غلو کرده و مذهب صوفیه را پذیرفته است».
و به عنوان پایانبندی این فصل، پاسخ مرحوم استاد «ذکی ارسوزی» مدرس فلسفه در دانشگاه و دبیرستانها را برای خواننده میآورم؛ او در حین بحثی درباره امور دینی به من گفت: «من به طور کلی شیفته فلسفه دین اسلامی هستم و به طور




