شده است، و به همین سبب "نفس" نامیده شد و به همین علت است که خداوند فرمود: ﴿و خداوند شما را از خودش (نفسش) بیم میدهد﴾. و شما را از اینکه محمد را ساخته شده(مخلوق) بدانید برحذر میدارم، زیرا اگر چنین بود، ذات الهی نیز محدث و ساخته شده میگشت و این همان کفر آشکار است.
و بدان ای مفضل که میان "احد" و "واحد" در مقام ظهور، تفاوتی نیست مگر چون تفاوت میان حرکت و سکون، یا میان حروف "کاف" و "نون"؛ چرا که به نور ذات متصل است و به ذات خود قائم است. و این همان سخن خدای تعالی است که: ﴿آیا ندیدی که پروردگارت چگونه سایه را گسترده است؟ اگر میخواست، آن را ساکن قرار میداد. سپس خورشید را دلیل آن قرار دادیم﴾؛ یعنی آنچه از ذات در آن بود. و "صورت انزعیه" ، همان ضیاء و ظل است و این صورتی است که در دوران قدیم و در زمانهای نوپدید تغییر نمیکند؛ پس ظاهرش "صورت انزعیه" و باطنش "معنویت" است».
«و آن صورت، مادهی تمام مواد و فاعلِ تمام معلولات، و ریشهی تمام حرکتها و علتِ هر علتی است؛ هیچ سری فراتر از آن نیست و هیچکس حقیقت آن را نمیداند مگر خود او. و باید بدانی ای مفضل، که "صورت انزعیه" که میگوید: "ظاهر من امامت و وصایت است و باطنم غیبی استوار است که درک نمیشود"، نه تمامیتِ




