عظمت ذات اوست که درک آن از توان ما خارج است، و اوست که هیچچیز مانند او نیست مگر خود او؛ پس بلندمرتبه است آن والای بزرگ(علیّ عظیم).
ای مفضل، تو درباره "مشیئت" پرسیدی که پدیدآورنده آن، چگونه آن را آشکار کرد؟ پس آنچه را که برایت میگویم بفهم ای مفضل، زیرا تو از امری عظیم پرسیدهای همانا مولای تو، قدیم و ازلی که ذکرش بلندمرتبه است، مشیئتی را آشکار میکند که همواره به آن دانا بوده است. آن آشکار شدن، اراده ای بود بدون هیچ تلاشی، و بدون آنکه اندیشهای نو پدیدار گردد یا از سکون به حرکت، یا از حرکت به سکون انتقال یابد زیرا "قدرت"، طبع(ذات) اوست.و این بدان سبب است که او مشیئتی را ظاهر میکند که همان "اسم" اوست و به وسیله آن به ذات خود راهنمایی میکند، نه به این سبب که نیازی به آن دارد. پس همانگونه که به طبع حکمت، هنگام ارادهاش، "اسم" و "علم" پدید میآیند، این چنین است که حکمت، یعنی آشکار کردن آنچه در کیان (ذات) است تا در عیان (مشاهده) درآید. و اگر آنچه را از علم پنهان خود میدانست، به گونهای آشکار نمیکرد که برخی از آن، برخی دیگر را مشاهده کنند، در این صورت ناقص میبود و حکمتش کامل نمیگشت؛ زیرا کمالِ "قوه"، همان "فعل" است، و کمالِ "علم"، همان "معلوم" است، و کمالِ "کون" (بودن)، همان "مکوّن" (آفریده شده) است».




