بادیهنشین ریسمان شتر را گرفت و از نظر آنان پنهان شد. پس بیننده باید در این واقعه تأمل کند. سلام خدا بر تو باد ای امیرالمؤمنین.
و از کتاب «صحیفه الأبرار» تالیف میرزا محمد تقی شریف ملقب به حجتالاسلام، به نقل از شیخ فقیه ابوالحسین محمد بن علی جلی، از استادش و سلسله سند تا ابوعبدالله الحسین بن حمدان خصیبی، از جعفر بن مالک فزاری کوفی، از عبیدالله بن یونس موصلی، از محمد بن صدق عنبری، از محمد بن سنان ظاهری، از صفوان بن یحیی کوفی، از مفضل بن عمر جُعفی روایت شده است که گفت:من با مولایمان امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- خلوت کردم و فرصتی را که آرزویش داشتم یافتم؛ پس عرض کردم: «ای مولای من، از آنچه در خاطرم گذشت درباره ظهور "معنی" برای خلقش در صورتی دیدنی، از شما میپرسم؛ آیا ذات الهی به صورت تصویر در میآید، یا تجزيه میشود، یا به پارههای مختلف تبدیل میگردد، یا از کیان خود تغییر مییابد، یا در عقلها با حرکت یا سکون تصور میشود؟ و چگونه غیب در خلقی ضعیف ظاهر میگردد؟ و چگونه مخلوق با وجود ضعفش، تابِ نگاه کردن به خالق را دارد؟».ایشان فرمودند: «ای مفضل، همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز نشانههایی




