که غالیان از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان بدترند؛ غالی به سوی ما باز میگردد اما ما او را نمیپذیریم، زیرا او به ترک نماز و زکات و روزه و... عادت کرده است».
تذکر و توضیح: در این سخن، اشارهای است به «غلو مذموم» که پیشتر درباره آن سخن گفتم و مولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- با تفصیل اصحابش را به آن آگاه کرده است. از این کلام میفهمیم که منظور از این غلو، کوچک شمردن عظمت خدا از طریق اعتقاد به ظهور و حلول او در مخلوق ضعیف، یا نسبت دادن افعال او به غیرِ «حق» است مانند این ادعا که او بندگانش را به انجام کارهای زشت مجبور کرده است و امثال اینها.
همچنین در این کلام، اشارهای صریح است به کسانی که از راه راست منحرف شدند و معبود را در خلقش حلول دادند؛ مانند کسانی که به ظهور او نعوذبالله در «علیخان» (آقا خان) اعتقاد داشتند، و مانند کسانی که به تجلی او در «بهاء» (بهائیان) و «حاکم بأمرالله» و «سلیمان الجوبه» اعتقاد یافتند. بلکه این امر شبیه به حال ناصبیهایی است که قائل به الوهیت عمر بن خطاب شدند، و یزیدیانی که به الوهیت یزید اعتقاد داشتند و دیگران. پس نکوهش از غلو، زمانی که صورت گیرد در واقع متوجه کسانی است که عظمت آفریدگار را کوچک شمردند، ربوبیت را برای




